X
تبلیغات
رایتل
جمعه 13 شهریور 1388

یاد باد آن روزگاران یاد باد

سالهای 60 تا 80 رو میتونم سالهای طلایی داستان علمی تخیلی در ایران بدونم، چرا که بنگاه های انتشاراتی زیادی اقدام به چاپ این گونه ادبی میکردند. علاقه من هم به این داستانها به همون سالها برمیگرده. اون سالها از میدان بهارستان تا چهارراه مخبرالدوله، سرتاسر کتابفروشی بود و من که 13-14 سالم بیشتر نبود زیاد به اونجا سر میزدم و هر چی کتاب از ژول ورن چاپ شده بود رو میخریدم. ژول ورن در کنار ادگار آلن پو شاید اولین نویسنده هایی باشند که قالب علم رو هم در داستانهاشون وارد کردن. مسافرت در فضا (انتشارات شرق-ترجمه عنایت الله شکیباپور)، صاحب دنیا (انتشارات دنیای کتاب-1361-ترجمه عنایت الله شکیباپور)، گردش به دور ماه (انتشارات غزالی-1363-ترجمه دکتر محسن آزادی)، پنج هفته در بالن (انتشارات گنجینه-1363-ترجمه عنایت الله شکیباپور) و شکار شهاب (انتشارات سپیده-1365-ترجمه دکتر ژان قریب) همه از آثار ژول ورن، چند نمونه از این دست هست که گنجینه کتابخانه من رو تشکیل میده. سالهای بعدتر، نوبت به کشف ایزاک آسیموف و آرتور سی کلارک رسید. اودیسه 2001 با نام راز کیهان به ترجمه هوشنگ غیاثی نژاد و در انتشارات پاسارگاد، در سال 1361چاپ شد. اودیسه 2010 (انتشارات سروش-1370-ترجمه رضا فاضل)، اودیسه 2061 (نشر فاخته-1372-ترجمه رضا فاضل)، و اودیسه 3001 (نشر مرکز-1378-ترجمه رضا فاضل)، پرتو روزهای دیگر (نشر پیکان-1381-ترجمه محمد قصاع)، میعاد با راما (نشر نقطه-1374-ترجمه هرمز حبیبی اصفهانی)، راما 2 (نشر نقطه-1375-ترجمه ناصر بلیغ)، باغ راما (نشر نقطه-1375-ترجمه ناصر بلیغ)، راز راما (نشر نقطه-1377-ترجمه ناصر بلیغ) و امپراتوری زمین (آبنوس-ترجمه محمد قصاع)، همه از کلارک هم بعدتر به کتابخانه من افزوده شد.

اما آسیموف فقید و نازنین و پرکارترین نویسنده جهان با نزدیک به 500 جلد کتاب. ذهن فعال این دانشمند همیشه منو متعجب کرده. روباتهای سپیده دم - خورشید عریان - غارهای پولادین - سفر شگفت انگیز 1- سفر شگفت انگیز 2- رویای روباتها – اقیانوس زهره – تکاور فضا – ماجرای فضا – آزازل – شبح خورشید – آزمایش مرگ – سیاره محکوم به مرگ – و مجموعه بی نظیر بنیادها که همگی از سوی انتشارات شقایق به زیور طبع آراسته شد. 
چند سال قبل، دوستی (؟) به منزل من آمد و مجموعه بنیادهای آسیموف رو گرفت و رفت که رفت. هر چه تماس گرفتم و خواهش و تمنا کردم که کتابهام رو برگردونه، نشد که نشد. من هم به دلیل مشغله درس و کار، کمتر مطالعه آزاد داشتم و وقتی نبود که علایق نوجوانی رو ادامه بدم. تا اینکه چند هفته قبل و با سر زدن به کتابخانه و مرتب کردن کتابها و با دیدن جای خالی هفت جلد کتاب نازنینم، به شدت به فکر تهیه اونها افتادم. در تماس با انتشارات شقایق متوجه موجود بودن سه جلد از اون مجموعه شدم. ظهور، جنگ و سقوط امپراتوری کهکشانها که سری دوم بنیادهاست. باقی کتابها رو هنوز پیدا نکردم که از چاپ و نشر بنیاد هست که دیگه وجود نداره، یعنی منحل شده یا ورشکست شده یا هر دلیل دیگه.
سولاریس ( مینا-1371-صادق مظفرزاده) و شکست ناپذیر ( افق-1378-پیمان اسماعیلیان) استانیسلاو لم رو هم دارم و فکر نمیکنم که از لم، اثر دیگه ای در ایران چاپ شده باشه.

بعد از سال 80، آثار علمی تخیلی به ندرت به چاپ رسیده که جای تاسفه. در حالی که در امریکا هنوز سری بنیادها بعد از 50 – 60 سا ل از اولین نوبت چاپ، چاپ مجدد و فروخته میشه. به هر حال سالهای دهه 60 برای من خیلی رویایی و خیال پردازانه بود. شبها، ساعتها به تنهایی روی بام منزل و با نور فانوس، کتاب میخوندم. لذتی که این روش خوندن کتاب برام داشت، وصف ناپذیر بود. گاه گاه، نیم نگاه یا نگاه طولانی به آسمان و ستاره ها که سو سو میزدن، می انداختم و خیال رو به پرواز درمی آوردم. کتابها رو، دوباره و سه باره میخوندم. ساعتها به موضوع هاش وشخصیتهاش فکر میکردم و به سرگذشت اونها. به لاکی استار، به فرمانده بومن و هال، به یون تیخی. به رامایی ها که هر کاری رو سه بار انجام میدادن و به عقاب. 

یادش به خیر.