X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 17 دی 1388

مقدمه کتاب: ۲۰۱۰-اودیسه دو


2010 – اودیسه دو
ترجمه رضا فاضل
چاپ اول: 1370
انتشارات سروش

***

این کتاب ادامه کتاب "2001-یک اودیسه فضایی" است. مقدمه آن را به دلیل در بر داشتن نکاتی جالب از نویسنده در وبلاگ داستانهای علمی تخیلی قرار می دهم. توضیحات، اضافات و پیوندهایی را به مقدمه افزودم، برای درک بهتر و بیشتر. 
***

یادداشت نویسنده 

‏داستان 2001‏: اودیسۀ فضایی(1) درخلال سالهای 8-1964 نوشته شد و در ژوئیه 1968‏، اندکی پس از نمایش فیلم آن(2)، انتشار یافت. چنان که من در دنیاهای گمشدۀ 2001(3) شرح داده ام، هر دو طرح به طور همزمان، با تاثیر هر یک بر دیگری، آغاز شد. لذا من "پس از" دیدن صحنه های تهیه شدۀ فیلم، که مبتنی بر روایت اولیه داستان بود، به کار غیر معمول تجدید نظر در نسخه دست نویس می پرداختم - شیوه ای برانگیزاننده، اما تا حدی پرهزینه، برای نوشتن یک داستان.
‏در نتیجه، توازنِ بین کتاب و فیلم بیش از حدِ متعارف است. اما باز هم تفاوتهای عمده ای میانشان وجود دارد. در داستان، مقصد کشتی فضایی "دیسکاوری" یاپتوس(4)، اسرارآمیزترین ماه در میان ماه های فراوان زحل بود. رسیدن به منظومه زحل با کمک سیاره مشتری امکان پذیر می شد. دیسکاوری با رهیافت نزدیکی به سیارۀ غول(5) ازمیدان جاذبۀ آن برای ایجاد اثر"قلابسنگی" استفاده می کرد و از این طریق برای دور دوم سفرش شتاب می گرفت. همین ‏تدبیر را خبریابهای فضایی(6) ‏وییجر در 1979، به هنگام نخستین شناسایی دقیق از غولهای بیرونی، عینا به کار بستند.
‏اما در فیلم، استانلی کوبریک، با ایجاد سومین مواجهه بین انسان و تکسنگ(7) در میان قمرهای مشتری،هوشیارانه از ایجاد سردرگمی اجتناب ورزید و زحل را به کلی از فیلمنامه حذف کرد؛ هر چند داگلاس ترومبول، بعدا با استفاده از تجربه ای که در این رهگذر کسب کرده بود، این سیاره حلقه دار را در تولید خود یعنی دویدن بی صدا(8) به تصویر کشید.
‏در نیمۀ دهۀ شصت هیچ کس تصور نمی کرد که کاوش ماه های مشتری، نه در قرن آینده، بلکه فقط پانزده سال بعد، صورت گیرد. همچنین عجایبی را که در آن جاها یافت شد، کسی حتی به خواب هم نمی دید. در هر حال شکی نیست که اکتشافات وییجرهای دوقلو(9) روزی با یافته های غیرمنتظره تر پشت سر گذاشته خواهد شد. وقتی 2001 ‏نوشته شد، یو(10)، اوروپا(11)، گانیمید(12) وکالیستو(13) حتی ‏از قویترین تلسکوپها به اندازه سر سوزنی دیده می شدند. اکنون هر یک از این ماه ها دنیایی است منحصر به فرد، و یکی از آ نها یعنی "یو"، از نظر آتشفشانی فعال ترین جسم در منظومه شمسی است.
‏به هر حال، با در نظر گرفتن همه جوانب، هم فیلم و هم کتاب، با توجه به این اکتشافات، کاملا سرافراز بیرون آمدند و مقایسه سکانسهای مشتری در فیلم با فیلمهای واقعیِ دوربینهای وییجر چقدر جالب است. اما هر آ نچه که امروز به ‏تحریر درآید باید با نتایج اکتشافات 1979 ‏درآمیزد. قمرهای مشتری دیگر قلمرو ناشناخته ای نیستند. 
‏یک عامل روانشناختی و ظریف تر را نباید از نظر دور داشت. 2001 ‏در دوره ای نوشته شد که اکنون در آن سوی یکی از "مقاطع بزرگ" تاریخ بشر قرار دارد. از لحظه ای که "نیل آرمسترانگ" پا به سطح ماه گذاشت، ما برای همیشه از آن دوره جدا شدیم. هنوز نیم دهه ای به روز 20 ‏ژوثیه 1969 ‏باقی بود که من و استنلی کوبریک* درباره "یک فیلم علمی تخیلیِ مثال زدنیِ خوب" (عبارت کوبریک) اندیشیدیم. اکنون تاریخ و داستان به طرز جدا نشدنی ای به هم گره خورده اند.