X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 11 بهمن 1388

مقدمه اودیسه ۳۰۰۱ - اودیسه نهایی


اودیسه 3001
نویسنده: آرتور سی کلارک
ترجمه: دکتر رضا فاضل
نشر مرکز
چاپ اول – 1378
3001 The Final Odyssey
Arthur C. Clarke
اودیسه 3001
***
آنچه در زیر می خوانید مقدمۀ کتاب اودیسه نهایی است که حاوی نکات جالبی در مورد مجموعه اودیسه هاست. من این مقدمه را با برگردان و جاگذاری پارسی برخی واژه ها در این صفحه قرار می دهم. سپهر رادمنش
***
مقدمه اودیسه 3001

وداع 
‏ 
‏ مایلم (برخی دوستان و خوانندگان آثار من خواسته اند که) درباره چگونگی پیدایش چهار اثری که نام "ادیسه" بر آنها نهاده ام توضیحاتی بدهم.
‏ماجرای پرپیچ و خم نوشتن این کتاب ها ازکریسمس 1948 ‏آغاز شد، آن زمان که من برای شرکت در مسابقه داستان نویسی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی، داستانی چهار هزار کلمه ای به نام "نگهبان" نوشتم. مضمون این داستان به کشف یک هرم کوچک، ساخته موجودات فضایی مربوط می شد، موجوداتی که گویا روزگاری منتظر پیدایش گونه انسان در سیاره زمین بوده اند.(1)
‏بی بی سی "نگهبان" را رد کرد، اما حدود سه سال بعد - در سپتامبر 1951 ‏- این داستان در اولین و آخرین شماره مجله "ده داستان تخیلی" منتشر شد، مجله ای که دانش نامه بی نظیر داستان های علمی تخیلی، از آن به طنز به عنوان مجله ای یاد می کند که حسابش ضعیف بود (چون در همان یک شماره سیزده داستان چاپ شده بود.)
‏‏"نگهبان" یک دهه در بلاتکلیفی به سر برد تا در بهار 1964" ‏استنلی کوبریک" نظرم را درباره ساختن یک "فیلم مثال زدنی"، یک "فیلم علمی تخیلی خوب" بر اساس این داستان جویا شد. طی چندین جلسه الهام بخش و روشن گرانه با کوبریک که من شرح آن را در کتاب "دنیاهای گمشده 2001" ‏آورده ام، تصمیم گرفتم که داستان از آن هرم، یعنی نگهبان صبور مستقر در ماه آغاز شود. بعدا در جریان ساختن فیلم بود که، هرم نیز به "تک سنگِ" سیاهِ معروفِ کنونی تبدیل شد. باید یادآوری کنم، وقتی من و استانلی بر روی طرحی کار می کردیم که به آن "چگونه منظومه خورشیدی فتح شد" نام داده بودیم، حدود هفت سال از فتح فضا می گذشت. در آن موقع انسان در ارتفاع بیش از صد کیلومتری زمین به پرواز درآمده و پرزیدنت کندی اعلام کرده بود: "ایالات متحده قصد دارد در این دهه در ماه فرود آید." با وجود این اعلام آشکار، اکثر مردم فرود انسان در ماه را رویایی بس دور از دسترس می پنداشتند. وقتی در یخبندان 29 ‏دسامبر 1965 ‏در جنوب لندن فیلم برداری "ادیسه 2001‏" ‏آغاز شد، ما حتی نمی دانستیم سطح ماه چه شکلی است. ترس ما این بود، نکند اولین فضانوردی که قدم به سطح ماه گذاشت، در دم فریاد کمک خواهی سر دهد و در خاک ماه که چون پودر تالک نرم است، غرق شود! اگر سطح ماه چنین بود، تکلیف فیلم ساخته شده چه می شد؟ اما حدس ما خیلی هم غیر واقعی از کار در نیامد. تنها تفاوت میان واقعیت و تخیل، ناهموارتر درآمدن سطح ماه در فیلم بود که این خود شاهدی است بر این که "ادیسه 2001‏" پیش از فرود "آپولو یازده" در ماه ساخته شده است. در واقع سطح ماه بر اثر ماسه پاشی ناشی از غبار شهاب ها صاف شده است. با گذشت زمان، امروز خنده دار به نظر می رسد که ما در آن سال ها تصور کرده بودیم که تا سال 2001 ‏دارای پایگاه های فضایی عظیم، هتل هیلتون های مداری و مسافر مشتری خواهیم شد. اکنون باور این مطلب دشوار است که بپذیریم در دهه 1960 ‏برای ایجاد پایگاه های دائمی در ماه و فرود در بهرام(مریخ) تا قبل از 1990 ‏طرح های جدی وجود داشت. در واقع به دلیل وجود همین طرح ها بود که بلافاصله پس از پرتاب آپولو یازده به سوی ماه، من در استودیوی بی بی سی، از زبان معاون رئیس جمهوری امریکا شنیدم که قاطعانه اعلام کرد: "حالا ما عازم بهرام خواهیم شد!"
آن طور که بعدها کاشف به عمل آمد، گویندۀ این گفتۀ امیدوارکننده، شانس آورد که سر از زندان در نیاورد؟ رسوایی ترور جان اف کندی، بعلاوه جنگ ویتنام و مساله واترگیت به دلایلی تبدیل شد که این سناریوها جامه عمل نپوشید. تا سال 1968 ‏که فیلم و کتاب "2001، یک اودیسه فضایی" در معرض دید و قضاوت عموم قرار گرفت، هرگز به فکرم خطور نکرده بود که دنباله نگارش کتاب را بگیرم. اما در سال 1979 ‏فضاپیمایی به مشتری فرستاده شد و نخستین نماهای نزدیک از این سیاره غول آسا و خانواده ماههای شگفت انگیر آن را به زمین مخابره کرد. 
‏پیله های فضایی فضاپیمای وییجر ((voyager(2) نامی نداشت، اما همین پیله های بی نام تصاویری کاملا غیرمنتظره فرستادند، تصاویری واقعی از جهانی دوردست، چشم اندازهایی وسیع و اعجاب انگیز که از چشمی قویترین تلسکوپ ها فقط به اندازه نقطه های نورانی دیده می شد. تصاویری از فوران مداوم سولفور از درون "یو" یکی از ماه های مشتری، تصاویری از بمباران دائمی "کالیستو" دیگر ماه مشتری با شهابسنگ ها، و تصاویری از سیمای "گانیمید" با آن خطوط متقاطع و منظم... این تصاویر، ستاره شناسان را وا می داشت بی اندیشند که تا به حال گویی به یک منظومه خورشیدی دیگر می نگریستند و اکنون ‏منظومه خورشیدی کاملا جدیدی کشف کرده اند. این اطلاعات برای ستاره شناسان وسوسه کاوش منظومه خورشیدی را مقاومت ناپذیر می کرد و برای من این فرصت را فراهم آورد ‏تا ببینم پس از بیدار شدن "دیوید بومن" در آن اتاق معماگونه در پایان داستان "2001، یک ادیسه فضایی" چه بر سر او آمده است؟ و چنین بود که نوشتن "2010، ادیسه 2" را آغاز کردم. 
Sir Arthur Charles Clarke
در سال 1981 یعنی زمان پرداختن به "ادیسه 2"، ‏جنگ سرد همچنان ادامه داشت و من گمان می کردم با خلق داستانی که در آن هدایت کیهان نوردی، به طور مشترک بر عهده گروهی فضانورد امریکایی و روسی گذاشته شود، انتقادهای شدیدی به دنبال ‏می آورد، ضمن این که کتاب را نیز به "آندره ساخاروف" دانشمند بزرگ روسی و ‏برنده جایزه نوبل (که در آن زمان هنوز در تبعید به سر می برد) و به "آلکسی لئونوف"، ‏فضانورد روس اهدا کرده بودم و قصدم آن بود که نشان دهم در آینده باید بین ایالات متحد و روسیه در زمینه کاوش های فضایی همکاری صورت گیرد. 
‏به یاد دارم وقتی در دهکده ستارگان (Star Village) به "آلکسی لئونوف" گفتم برای کیهان نوردی که در ‏کتاب توصیف کرده ام، نام او را برگزیده ام، با شادی و هیجان فراوانی گفت: "پس کشتی خوبی خواهد بود!"
‏هنوز متعجبم که "پتر هیمز" در سال 1983، وقتی از روی این کتاب فیلمی ساخت ‏چگونه توانسته بود عین همان نماهای ماه های مشتری را فضاسازی کند و به تصویر بکشد که فضاپیماهای وییجر ارسال کرده بودند. (برخی از این تصاویر به کمک ‏آزمایشگاه سوخت جت در پاسادنا از روی تصاویر اصلی، پردازشی رایانه ای شده بود.) 
‏در برنامه ناسا بود که فضاپیمایی طی چندین ماه کاوش دقیق در میان ماه های مشتری تصاویر بهتری به زمین ارسال کند و اطلاعات از سیاره مشتری و قلمرو آن را که پیشتر فقط از طریق عبور کوتاه مدت یک کیهان نورد به دست آمده بود، افزایش دهد. با ‏پرتاب این کشتی و به دست آمدن چنین اطلاعاتی، من دیگر برای ننوشتن داستان "2061، ادیسه 3" عذر و بهانه ای نداشتم.  

‏فضاپیمای رفت و برگشتی که قرار بود برای دسترسی به این هدف ها به فضا پرتاب شود "گالیله" نام داشت.


‏گالیله طبق برنامه باید در سال 1986 ‏به مدار مشتری می رفت. اما فاجعه انفجار چلنجر پیش آمد و ناسا از طرح پرتاب گالیله منصرف شد. تغییر برنامه ها مشخص کرد که دست کم تا یک دهه بعد نمی توان به کسب مجموعه اطلاعاتی وسیع و مهم از ماه های یو، اروپا، گانیمید و کالیستو امید بست. 
‏بنابراین من در پی یافتن گریزگاهی برآمدم که ناچار نباشم ده سال را به انتظار بگذرانم. بازگشت ستاره دنباله دار هالی به "منظومه خورشیدی" در سال 1985 ‏این گریزگاه را فراهم کرد. "2061، اودیسه 3" حاصل این بازگشت خجسته بود. 
‏مسلما نباید انتظار داشت مجموعۀ چهار داستان علمی تخیلی که طی دوره ای طولانی تر از سی سال نگاشته شده، با یکدیگر همخوانی کامل داشته باشد؛ دوره ای که با پیشرفت های شگرف فناوری، بویژه در زمینه اکتشافات فضایی همراه بوده ‏است. بنابراین همان گونه که در مقدمه کتاب "2061، اودیسه 3" آوردم: “داستان "2010، ادیسه 2" ‏دنبالۀ مستقیم داستان "2001، یک اودیسه فضایی" نیست؛ این کتاب هم دقیقا خطوط داستان 2010 ‏را دنبال نمی کند...”. هر چند هسته مرکزی مضامین اصلی همۀ این داستان ها و بسیاری شخصیت پردازی آن ها از یک سرچشمه ریشه می گیرد و می آغازد و به همین سبب نیز از بسیاری جهات مشابه و یکسان می نمایند، اما فضاسازی های هر کتاب، خاص همان کتاب است، همچنان که رویدادهایشان نیز در دنیاهای متفاوت رخ می دهد. 
‏برای نگاشتن ادیسه نهایی، برخی عناصر داستان های قبلی را به کناری نهادم و برخی را دقیق تر و مفصل تر شرح دادم. امیدوارم انتخابم از عناصر بسط داده شده مورد ‏تایید خوانندگان آشنا با کتاب های پیشین قرار بگیرد و بر اثر چنین تغییر و تحولی ‏سردرگم نشوند. اگر این شرح و بسط ها نارسا از کار درآمده باشد و مطالعه کتاب را دشوار ساخته باشد، چاره ای ندارم جز آنکه به کارکرد این نقل قول امید ببندم: "چه می شود کرد؟ تخیل است دیگر، از حماقت سرچشمه می گیرد!" توجه به این گفته -که از زبان یکی از رئیسان جمهور سابق امریکا جاری شده است - شاید از ‏انتقادهای شدید و خشمگینانه بکاهد. بله واقعا چه می شود کرد، تخیل است دیگر، از حماقت سرچشمه می گیرد! 
‏همۀ واژه های این کتاب از خود من است. البته باید اعتراف کنم نام "پروفسور تیروگناسامپانا مورتی" (فصل 39‏) را با بازکردن دفترچه تلفن شهر کلمبو جستم. ‏امیدوارم مورد اعتراض صاحب این نام قرار نگیرم. چند کلمه را نیز از لغت نامه ‏بزرگ اکسفورد به امانت گرفتم. و از شما چه پنهان، برای توضیح برخی معانی در ‏این کتاب حدود شصت و شش نقل قول از دیگر کتابهایم وام گرفتم. 
‏در خاتمه مایلم به چارچوپ کلی باورها و اندیشه هایم اشاره کنم؟ معتقدم که بهتر است دانایی نباشد و خوشحالی باشد، تا دانایی باشد و زندگی را به ناخشنودی سیر کنم؛ هرچند از همه بهتر، حضور همیشگی دانایی است همراه با ناخشنودی ژرف و همیشگی. به نظر من احتمالا در آینده تلاش برای دستیابی به دانایی همراه با خشنودی به بهترین ‏چالش زندگی مردمان تبدیل خواهد شد، مردمانی که اگر البته آینده ای داشته باشند. 
‏ارتور سی.کلارک
کلمبو، سری لانکا
 سپتامبر 1996

****
1- جستجو برای یافتن ساخته های هوشمندان فضایی باید به یکی از شاخه های رسمی دانش تبدیل شود، هر چند متاسفانه هر پیشنهادی برای پیگیری این موضوع از سوی ناسا رد می شود. ناسا به دلیل نداشتن بودجه ویژه انجام این نوع تحقیقات، مصرانه می کوشد وانمود کند که تا به حال هیچ مدرک قابل اعتنایی در این زمینه دریافت نکرده است.
‏بیشی از هر چیز، ناسا این دروغ را گفته است که مشکل بودجه این سازمان اجازه تحقیق در مورد یافتن ساخته های ساخت دست موجودات آسمانی را به این سازمان نمی دهد!
***
2- امریکا در سال 1977‏ دو کیهان نورد کوچک به نام های وییجر 1 و وییجر 2 ‏را برای کسب اطلاعات از سیاره های زحل، مشتری، اورانوس و قمرهای آنها به فضا پرتاب کرد. این دو کیهان پیما با فاصله اندکی از نزدیکی این سیاره ها عبور کردند. پیله هایی فضایی وییجر دقیقا چون فضاپیمای دیسکاوری در داستان "2001، یک ادیسه فضایی" از نزدیک سطح مشتری گذشتند و دقیقا مانند آنچه توصیف شده بود، یک مانور کمانی بر فراز آن انجام دادند. 
***
جستجو برای هوش فرازمینی یا پروژه ستی چند سالی است آغاز شده است. برای آگاهی بیشتر از این پروژه و اهداف آن به پیوندهای زیر مراجعه کنید:

SETI: The Search for Extraterrestrial Intelligence

SETI Institute - Center for SETI Research
www.seti.org/seti

وب‌گاه رسمی SETI
http://www.seti.org

وب‌گاه رسمی SETI@Home
http://setiathome.ssl.berkeley.edu

وب‌گاه فارسی SETI@Home
http://www.seti.ir

اطلاعات بیشتر در مورد پژوهش SETI
http://en.wikipedia.org/wiki/SETI
http://history.nasa.gov/seti.html